حسن حسن زاده آملى
138
هزار و يك كلمه (فارسى)
دارند و حركت جوهرى و تجدّد امثال متفرّع برآنند يعنى مختصّ به عالم طبيعتاند . تفصيل اين مباحث را در كتاب كريم گشتى در حركت تقرير و تحرير كردهايم . كلمه 459 مرحوم رضى كه از مفاخر اماميه است در شرح شافيه در تعديه فعل لازم نكتهاى شريف افاده فرموده است كه اگر تعديه به باب افعال است مثل « زيد اذهب عمرا » معنايش اين است كه زيد خودش با عمرو نيست و عمرو را فرستاد و روانه كرد ؛ امّا در تعديه با باء مثل « ذهب زيد بعمرو » معناى آن اين است كه زيد با عمرو است و عمرو را برد ، چنان كه در فارس فرق است بين اين دو تعبير : « او را روانه كرد » كه خودش با او نيست ؛ و « او را برد » كه خودش هم با اوست . خداوند سبحان در قرآن كريم از لقمان حكيم حكايت فرموده است كه گفت : يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ( سورة لقمان ، آيه 17 ) ، در اين آيه كريمه فعل « يأتى » با باء حرف جر تعديه شده است و معنى آن اين است كه خداوند آن حبه را مىآورد ؛ پس آتى يعنى آورنده حبه خداست ، و اين توحيد قرآنى است كه سريان وحدت حقه حقيقه وجود است كه از آن تعبير به توحيد صمدى و وحدت وجود مسارق حق مىشود ، و هكذا در تمام ذرات كائنات كه در همه جا آتى خداست ، و همچنين ديگر اسماء و صفات الهى در مقام توحيد ذات و صفات و افعال . خداوند سبحان قول لقمان را به عنوان گفتار شخصى كه حكمت يعنى خير كثير به او داده شده و به عنوان مثال و نمونهاى از حكمت منطوق او نقل فرموده است . اى عزيز وجود مساوق با حق است و هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ ( الكهف ، 45 ) . اى عزيز ، عزيز نسفى در كشف الحقائق ( ط 1 ، ايران ، ص 37 ) آورده است كه : « از شاه اولياء أمير المؤمنين على عليه السّلام سؤال كردند كه وجود چيست ؟ گفت : به غير وجود چيست ؟ » .